مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1259

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1666 ] نوع ششم : در قروح متاكله « 1 » علاج : فصد كند و مسهل صفرا دهند و به شربت سكنجبين ساده يا آب انار تعديل نمايند و زلو گرداگرد قرحه چسبانند و عضو را در آب سرد گذارند يا خرقه به آب مورد يا گلاب تر ساخته و به برف سرد كرده بر آن نهند و شراب به سركه ممزوج نفع دارد و اين ضماد مفيد است : عدس مقشر ، پوست انار ترش ، تخم گل ، برگ مورد ، برگ حماض و گل ارمنى ، كوفته و بيخته به سركه ضماد نمايند . و برگ لسان الحمل و آرد جو و برگ زيتون نرم كوفته به گلاب طلا كردن سودمند است . و كذلك برگ حماض به شراب پخته . و اگر بدين‌ها به نشود ، به حديد يا به دواى تيز قطع عضو متقرّحه نمايند تا اثر فساد او به عضو ديگر و به دل نرسد . [ 1667 ] نوع هفتم : در قروح كه از خون سوخته سوداوى كه طبيعت به ظاهر بدن دفع كرده حادث گردد . علامت او آن است كه نخستين بثور كبار ظاهر شود بعده [ يعنى پس از آن ] سردهد و ريم كند و خشك‌ريشه آرد سياه و رمادىّ اللون همچون خشك‌ريشهء داغ و خاصهء اوست كه درد كمتر كند و بيشتر در روى افتد . علاج : فصد كنند و به مطبوخ افتيمون و غاريقون و ماء الجبن اسهال سودا نمايند . و در نفض سودا اين سفوف قوى الاثر است : هليلهء كابلى و سياه و افتيمون و اسطوخودوس و بسفايج و گاو زبان و نمك هندى كوفته و بيخته سفوف سازند و بعد از فصد و اسهال ، ارسال علق فرمايند تا خون سوخته از نفس عضو بكشد و پس از آن مراهم احمر كه از مردارسنگ و زردچوبه و سركه و زيت ساخته باشند استعمال نمايند . فايده : گاه باشد كه در جلد سر نخستين بثرهء سرخ ظاهر شود پس قرحه گردد و الم شديد آرد چنان‌چه بىقرار سازد . و سبب او ، بخارات غليظهء دمويهء محترقه است كه زير حجابى كه بر قحف است متمكن گردد و از غلبهء ناريت ، حجاب را بسوزد و برون آيد . علاج : جهت سهولت برآمدن ابخرهء غليظهء مستكنّه كه بعض او ناريت كسب كرده [ و ] عزم خروج مىكند ، چيزهاى مليّنه چون اطراف كاسنى كه كوفته و به روغن كنجد

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Phagedenic ulcers .